شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۷۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو بوی زلف تو همراهی صبا کردهربوده جان ز من و کالبد رها کرده
۲
پناه سوزش بیچارگان شده زلفتکه در کناره خورشید تکیه جا کرده
۳
کلاه تو که شده کج ز باد رعناییهزار پیرهن عاشقان قبا کرده
۴
به یک خدنگ که بگشاد نرگس مستتدلم ز سینه و جانم ز تن رها کرده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth