خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه کردم کآخرم فرمان نکردیبدیدی دردم و درمان نکردی
۲
ز هجران تو کفری هست بر منشب کفر مرا ایمان نکردی
۳
به دشواری برآمد جانم از تنببردی جان من، آسان نکردی
۴
چه جانها کان به وجه بوسه توبرفت و نرخ را ازان نکردی
صفحهٔ ۱ از ۳