خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا چند آخر از خود دور داری؟دلم را در هم و رنجور داری
۲
روا داری که با آن روی چو شمعشب تاریک ما بی نور داری
۳
میان داری چو زنبوران کافرمژه کافرتر از زنبور داری
۴
ز رسوایی مرنج، آخر محال استکه عاشق باشی و مستور داری!
صفحهٔ ۱ از ۳