خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان شیرین منی، ای از لطافت چون پریگر پری جان است، تو از جان شیرین خوشتری
۲
گوییا بر آب حیوان برگ نیلوفر دمیدآن تن نازک به زیر فوطه نیلوفری
۳
خواستم جورت بگویم، خوف دل بربست لبلیک رخ را چون کنم، دارد زبان زرگری
۴
کافرا، تا چند تو خون مسلمانان خوریبار دیگر گر مسلمانی، بدین سو بنگری
صفحهٔ ۱ از ۳