خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوریز وصال شربتم ده که بسوختم ز دوری
۲
منم و شبی و گشتی به خرابههای هجرانکه عظیم دور ماندم ز ولایتِ صبوری
۳
چو به اختیارِ خاطر غمِ عشق برگزیدمز جفا هر آنچه آید بکَشیم از ضروری
۴
من اگر هلاک گردم، تو چه التفات داری؟که ز غفلتِ جوانی به کرشمهٔ غروری
صفحهٔ ۱ از ۲