خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهار است و گل و موسم عید، ای ساقیباده نوش و گذر از وعد و وعید، ای ساقی
۲
روز محشر نبود هیچ حسابش به یقینهر که در کوی مغان گشت شهید، ای ساقی
۳
گشت پیمانه چو تسبیح روان در کف شیختا ز لعل تو یکی جرعه کشید، ای ساقی
۴
حاصل از عمر ندارد به جز از حسرت و دردهر که عید است ز میخانه بعید، ای ساقی
صفحهٔ ۱ از ۲