شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن نه روییست که ماهی ست بدان زیباییوان نه بالاست، بلاییست بدان رعنایی
۲
گر سر زلف سیه بازگشایی، چه عجبکه شود مشک تتار از غم تو شیدایی!!
۳
بر دل من غم زلف تو گره بر گره ستبا تو بگشایم اگر پیش کسی نگشایی
۴
مردم چشمی و شد خانه چشمم تاریکتا تو در خانه دیگر شدی، ای بینایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth