شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سلام و خدمت ما، ای صبا، به یار بگویفغان و زاری بلبل به نوبهار بگوی
۲
برفت طاقت صبر و نماند قوت عقلبگوی حال من او را و زینهار بگوی
۳
ز خون دیده همه دست من نگار گرفتمگر که دست بگیرد بدان نگار بگوی
۴
هزار جور کشیدم ز غم که نتوان گفتیکی اگر بتوانی از آن هزار، بگوی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth