خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغیتا از تو نسیمی نرساند به دماغی
۲
خوش دولت مرغی که خورد بر ز تو، ماییمکز دور خرابیم به بویی چو تو باغی
۳
گر خواه به بازار شوم، خواه به بستانما را ز رخت سوی دگر نیست فراغی
۴
گر جلوه طاووس ز روی تو نبینیمدر کوی تو میریم به مهمانی زاغی
صفحهٔ ۱ از ۳