خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش از این من کاشکی عشقت نمی ورزیدمیتا به گوش خود جفا از دیگران نشنیدمی
۲
این همه رسوایی از عشقت نرفتی بر سرمروز اول چشم اگر از دیدنت پوشیدمی
۳
کاش من حجام بودم تا به وقت سر تراشبهر صدقه دائما گرد سرت گردیدمی
۴
یا که آهوی شکاری بودمی کز بهر قتلدر ته پای سمندت غرق خون غلطیدمی
صفحهٔ ۱ از ۳