شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۹۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسیبا سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی
۲
بر درت حلقه چو زنجیر درم بهر درایناله ها کردم و فریاد چو بانگ جرسی
۳
نشدی ملتفت حال من، ای عمر عزیزهرگز این خواری و زاری نکشیده ست کسی
۴
حلقه زلف سمن سای تو در دور قمرفتنه پیدا کند و غارت و آشوب بسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth