خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۹۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست در شهر گرفتارتر از من دگرینبد او تیر غم افگارتر از من دگری
۲
بر سر کوی تو دانم که سگان بسیاراندنیک بنمای وفادارتر از من دگری
۳
وه که آن روی به جز من دگری را منمایتا نمیرد ز غمت زارتر از من دگری
۴
شرمسارم ز گران جانی خود، زانکه نماندبر سر کوی تو بسیارتر از من دگری
صفحهٔ ۱ از ۲