خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر عاشقی فدا کن در ره عشق جان رادانم که این دلیری نبود چو تو جبان را
۲
خود چون تو بی بصارت نکند چنین تجارتزیرا که آن حرارت نبود فسردگان را
۳
ای شیخ گربه زاهد وز بهر نان مجاهدبر خوان آرزوها همکاسه ای سگان را
۴
ای از برای روزی شغل تو خانه سوزیبنشین (و) کار او کن کوضامنست آن را
صفحهٔ ۱ از ۵