شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار من خسرو خوبان ولبش شیرینستخبرش نیست که فرهاد وی این مسکینست
۲
نکنم رو ترش ار تیز شود کز لب اوسخن تلخ چو جان در دل من شیرینست
۳
دید خورشید رخش وز سر انصاف بماهگفت من سایه او بودم وخورشید اینست
۴
با رخ او که در او صورت خود نتوان دیدهرکه در آینه یی می نگرد خود بینست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth