خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آفتاب حسن را برج شرف شد روی دوستسایه دولت خوهی بیرون مباش از کوی دوست
۲
کی تواند روی او بی عشق دشمن روی دیددوست روی عشق باید تا ببیند روی دوست
۳
گرچه جان بخش است بوی دوست مر عشاق رامن دلی دارم که هردم جان دهد بر بوی دوست
۴
بر بساط وصل میخواهم که رانم شاه وارهمعنان اسب نظر را با رخ نیکوی دوست
صفحهٔ ۱ از ۴