خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا بیا که مرا جان دریغ نیستعید منی مرا زتو قربان دریغ نیست
۲
هرگز بصدر دل نرسد دوستی جانآنرا که از محبت تو جان دریغ نیست
۳
هر چیز کآن من بود ای جان اگر منمبستان زمن که از تو مرا آن دریغ نیست
۴
عشاق سیم و زر بگدایان کو دهندزین هر دو جان بهست و زجانان دریغ نیست
صفحهٔ ۱ از ۴