خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون کنم ای جان مرا از چون تو یاری چاره نیستغمخور عشقم مرا از غمگساری چاره نیست
۲
گرچه عشقت چاره دارد از هزاران همچو ماچاره ما کن که ما را از تو باری چاره نیست
۳
پایدار آمد سر زلفت بدست دیگرانآخر اندر چنگ ما از چند تاری چاره نیست
۴
تن بزن در هجر او ای دل که اندر کوی عشقتا بدانی قدر وصل از انتظاری چاره نیست
صفحهٔ ۱ از ۳