خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اندرین شهر دلم سرو روانی داردکه ز شکر سخن از پسته دهانی دارد
۲
چون خرامد نکند هیچ نظر از چپ و راستنیست آگه که بهر سو نگرانی دارد
۳
گر بشب خواب کند زنده نباشد آن کسکندر آغوش چنان سرو روانی دارد
۴
گرچه در دست من از ملک جهان چیزی نیستدلبری هست که از حسن جهانی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳