خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ار بچشم مست سوی ما نظر کنددل پیش تیغ غمزه او جان سپر کند
۲
آن کو زکبر می ننهد پای بر گهربرمن که خاک کوی شدم کی گذر کند
۳
بی مهر ماه طلعت او آفتاب راآن نور نی که مشعله صبح برکند
۴
ای دوست دست تربیت ولطف وا مگیرزآنکس که حق گزاری پایت بسر کند
صفحهٔ ۱ از ۴