خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان را که دل مرده زعشقت زنده استتو چو جانی وهمه بی تو تن بی جانند
۲
شود از شعله جهانسوز چراغ خورشیدگر چو شمع قمرش با تو شبی بنشانند
۳
طوطیانی که بیاد تو دهان خوش کردندازبر خویش شکر را چو مگس می رانند
۴
خوب رویان همه چون انجم و خورشید توییهمه از پرتو رخساره تو پنهانند
صفحهٔ ۱ از ۴