شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۳۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من تحفه از دل می‌کنم نزدیک جانان می‌برمور نیز گوید جان بده من بنده فرمان می‌برم
۲
چون من گدای هیچ کس جز جان ندارم دست رسمعذورم ار پای ملخ نزد سلیمان می‌برم
۳
من کار عشق دوست را آسان همی‌پنداشتمبار گران برداشتم افتان و خیزان می‌برم
۴
گر تیغ بر رویم زند رو برنگردانم ازوبا دوست عهدی کرده‌ام لابد به پایان می‌برم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth