شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۴۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غنچه چون کرد تبسم سوی صحرا نرویمگل بخندی زمانی بتماشا نرویم
۲
مادرین کوی مقیمیم چو اصحاب الکهفگر کسی سنگ زند همچو سگ از جا نرویم
۳
کوی معشوق و در دوست بهست از همه جایما هم اینجا بنشینیم و بصحرا نرویم
۴
ور بنانی نرسیم از در او بر در اوچون سگ از فاقه بمیریم و بدرها نرویم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth