خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۴۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلهای عاشقان تو مشتی شکسته انددایم گرفته زلف تو اندر پناهشان
۲
چون از تنور سینه برآرند دود آهای آینه بپوش رخ خود زآهشان
۳
خورشید و مه بچاه خجالت فرو شدنداز شرم چهره تو چو کردی نگاهشان
۴
سر بر زمین نهند وبگویندبعد ازینخوبان رعیت اند وتویی پادشاهشان
صفحهٔ ۱ از ۳