خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درتو، زهی صورت تو گنج معانی،لطف الهی خزینه ییست نهانی
۲
در صفت صورت تو لال بماندناطقه را گر زبان شوند معانی
۳
هرکه ترا بر زمین بدید نداردبهر مه وخور بآسمان نگرانی
۴
روح کند کام خویش خوش چوتو ماراذوق لب خود ببوسه یی بچشانی
صفحهٔ ۱ از ۳