خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دلبران همه شهر دل پذیر توییمرا ز جمله گزیر است و ناگزیر تویی
۲
ز دیگران سخنی بر زبان رود هر وقتولی مدام چو اندیشه در ضمیر تویی
۳
پیاده اند نکویان ز نطع دل بیرونکنون چو شاه درین خانه جایگیر تویی
۴
سمن بران همه با کثرتی که ایشانراستترا رعیت فرمان برند امیر تویی
صفحهٔ ۱ از ۴