شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۲۹

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طبیب جان بود آن دل که او را درد دین باشدبرو جان مهربان گردد چو او با تن بکین باشد
۲
تن بی کار تو خاکست بی آب روان ای جاندل بیمار تو مرده است چون بی درد دین باشد
۳
تن زنده دلان چون جان وطن برآسمان سازدولیکن مرده دل را جان چو گور اندر زمین باشد
۴
مشو غافل ز مرگ جان چو نفست زندگی داردمباش از رستمی آمن چو خصم اندر کمین باشد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth