خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۱۱
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که در حُسنِ عمل ز امسال بودی پار بهمردمِ بیخیر را دستِ عمل بیکار به
۲
چند گویی من بِهَم در کار دنیا یا فلانچون ز دین بیبهره باشد سگ ز دنیادار به
۳
دین ترا در دل به از دنیا که در دستت بودگل به دست باغبان از خار بر دیوار به
۴
نفس اگرچه مرده باشد آمنی زو شرط نیستدزد اگرچه خفته باشد پاسبان بیدار به
صفحهٔ ۱ از ۶