شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۶ - در مدح سیف الدوله محمود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو باغ گشت خراب از خزان نماندش آبنماند آب مرآنجای را که گشت خراب
۲
چو شد رحایی کافور سوده بیخت فلکگر آب ریخت کجا داشت گردش دولاب
۳
دو چشم روشن بگشاد نرگس از شرمشبه ابر تاری بربست آفتاب نقاب
۴
چو پاره پاره صدف گشت آب جوی و ازومیان جوی درون پر ز لؤلؤ خوشاب
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth