خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۹ - در مدح ابونصر پارسی و شرح گرفتاری
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از پس من غمست و پیش غم استز بر من نمست و زیر نم است
۲
این دل بسته خسته درد استوین تن خسته بسته الم است
۳
عجبا هر چه بیش می نالممرمرا رنج بیش و صبر کم است
۴
بی شمار انده است بر من جمعاین بلا بین کزین شمرده دم است
صفحهٔ ۱ از ۵