خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۳۱ - در ستایش سلطان محمود و اقتفای استاد لبیبی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به نظم و نثر کسی را گر افتخار سزاستمرا سزاست که امروز نظم و نثر مراست
۲
به هیچ وقت مرا نظم و نثر کم نشودکه نظم و نثرم دُرّ است و طبع من دریاست
۳
به لطفِ آبِ روان است طبع من لیکنبه گاهِ کثرت و قُوَّت چو آتش است و هواست
۴
اگر چه همچو گیا نزد هر کسی خوارمو گرچه همچو صدف غرق گشته تن بیکاست
صفحهٔ ۱ از ۸