شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۴۰ - وداع محبوب و قصد سفر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گه وداع بت من مرا کنار گرفتبدان کنار دلم ساعتی قرار گرفت
۲
وصال آن بت صورت همی نبست مرابدان زمان که مرا تنگ در کنار گرفت
۳
چو وصل او را عقل من استوار نداشتدو دست من سر زلفینش استوار گرفت
۴
به رویش اندر چندان نگاه کردم تیزکه دیده ام همه دیدار آن نگار گرفت
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth