خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۶۷ - در مدح ابوالفرج و گله از او
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوالفرج ای خواجه آزادمردهجر و وصال تو مرا خیره کرد
۲
دید ز سختی تن و جان آنچه دیدخورد ز تلخی دل و جان آنچه خورد
۳
سخت بدردم ز دل سخت گرمنیک برنجم ز دم نیک سرد
۴
پیر شدن در دم دولت همیمحنت ناگاه به من باز خورد
صفحهٔ ۱ از ۴