خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۸۶ - در مدح علاءالدوله سلطان مسعود
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر ساعتی ز عشق تو حالم دگر شودوز دیدگان کنارم همچون شمر شود
۲
از چشم خون فشانم نشگفت اگر مرااز خون سر مژه چو سر نیشتر شود
۳
راز من و تو اشگ دو چشم آشکار کردزین راز دشمنان را ترسم خبر شود
۴
ای حسن تو سمر به جهان زود حال ماچون حال عشق وامق و عذرا سمر شود
صفحهٔ ۱ از ۱۴