خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۲۹ - باز در ثنای او
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آلت رامش بخواه گوهر شادی بیاررعد مثال این بزن ابر نهاد آن ببار
۲
خلق همی بنگری روز و شب اندر نشاطجز طرب اندر جهان نیز ندارند کار
۳
خاک نبینی به ره خرده نقره بساطابر نبینی ازو ریزه کافوربار
۴
شهر ز دیبای روی نغزتر از بوستانراه ز خوبان شهر خوبتر از قندهار
صفحهٔ ۱ از ۱۵