خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۴۲ - هم در ستایش آن شهریار
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شد فروزان از تیغ کوه رایت خوربسان رایت سلطان خدایگان بشر
۲
هوا ز تابش خورشید بست کله نورزمین ز نورش پوشیده جامه اصفر
۳
شب از ستاره برافکنده بد شمامه سیمفرو فکند جلاجل خور از نسیج بزر
۴
مصاف لشکر روز و مصاف لشکر شبچو روم و زنگ در آویخته به یکدیگر
صفحهٔ ۱ از ۱۵