شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۴۵ - هم در تمحید سلطان محمود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهست قامت و دیدار آن بت کشمیریکی ز سرو بلند و یکی ز بدر منیر
۲
بتی که هست رخ و زلف او به رنگ و به بوییکی شبیه عقیق و یکی بسان عبیر
۳
دل و برش به چه ماند به سختی و نرمییکی به سخت حدید و یکی به نرم حریر
۴
ببرد عارض و زلفینش از دو چیز دو چیزیکی سپیدی شیر و یکی سیاهی قیر
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth