خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۶۶ - صفت اراده خویش و آرزوی سفر خراسان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو عزم کاری کردم مرا که دارد بازرسد به فرجام آن کار کش کنم آغاز
۲
شبی که آز برآرد کنم به همت روزدری که چرخ ببندد کنم به دانش باز
۳
اگر ندارم گردون نگویدم که بداروگر نتازم گردون نگویدم که بتاز
۴
نه خیره گردد چشم من از شب تارینه سست گردد پای من از طریق دراز
صفحهٔ ۱ از ۳