خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۷۱ - هم در مدح او
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد مایه ظفر گهی آبدار تیغیارب چه گوهرست بدینسان عیار تیغ
۲
گر داشت بر زمرد و لؤلؤ چرا کنوندر باغ رزم شاخ بسد گشت بار تیغ
۳
لاله کند به خون رخ چون زعفران خصمگر نه دراز خزان شکفد نوبهار تیغ
۴
آتشکده شود دل سندان نهاد مردزان آبدار صفحه سندان گداز تیغ
صفحهٔ ۱ از ۸