خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۷۷ - ناله از گرفتاری
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو گوگرد زد محنتم آذرنگکه در خاکم افکند چو بادرنگ
۲
همی هر زمان اژدهای سپهرز دورم بدم درکشد چون نهنگ
۳
برآورد بازم بر آن کوهسارکه بگرفت چنگم ز خرچنگ چنگ
۴
همی گوید ای طالع سرنگونچرایی همه ساله با من به جنگ
صفحهٔ ۱ از ۶