خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۸۵ - هم در ثنای آن شهریار
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای اختیار ایزد دادار ذوالجلالتاج از تو با شرف شد و تخت از تو با جمال
۲
مسعود شهریاری کز فر عدل توبر ملک روزگار چو نام تو شد به فال
۳
کرده نهال جاه تو را دست مملکتآورده بار عدل و سخا شاخ این نهال
۴
گوید تو را زمانه و خواند تو را فلکبرجیس با سعادت و خورشید بی همال
صفحهٔ ۱ از ۷