خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۳۹ - مدیح ابونصر منصور
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ویژه می پیر نوش گشت چو گیتی جواندل چو سبک شد ز عشق در ده رطل گران
۲
بر ارغوان بیش خواه از ارغوان رخ بتیچو ارغوان باده ای که رخ کند ارغوان
۳
خانه اندوه را زیر و زبر کن همیزانکه به طبع و نهاد زیر و زبر شد جهان
۴
از ابر تاریک رنگ شد آسمان چون زمینوزاشکفه گونه گون گشت زمین آسمان
صفحهٔ ۱ از ۱۸