شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۴۴ - نکوهش بروج دوازده گانه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ازین دوازده برجم رسید کار به جانکه رنج دیدم از هر یکی به دیگر سان
۲
حمل سرود نوا شد به من همی شب و روزچنانکه بختم ازو گشت رنجه و پژمان
۳
بداد ثور بسی شیر اول و آخربه یک لگد که برو زد بریخت ناگاهان
۴
چو شخص جوزا هر دو شدند جفت به همنخست کرت زادند بهر من احزان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth