شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۵۷ - مدیح دیگر از آن پادشاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر که هجران هست از چهار طبع جهانکه چار طبع مرا داد هر زمان هجران
۲
دلم پر آتش گردید و گشت دیده پر آبتنم چو باد سبک گشت و سر چو خاک گران
۳
ببرد جانم جانان و زنده ماندم منکه دید هرگز در دهر زنده بی جان
۴
عجب نباشد اگر زنده ام که در تن منمرکب است ز هجران او چهار ارکان
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth