خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۶۱ - مدیح منصوربن سعید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش گفتی ز تیرگی شب منزلف حورست و رای اهریمن
۲
زشت چون ظلم و بیکرانه چو حرصتیره چون محنت و سیه چو حزن
۳
مانده شد مهر گویی از رفتارسیر شد چرخ گویی از گشتن
۴
همچو زنگار خورده آینه ایمی نمود از فراز من روزن
صفحهٔ ۱ از ۱۰