خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۷۰ - مدیح سیف الدوله محمود
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نه شاگرد کف شاه جهان شد مهرگانچون کف شاه جهان پر زر چرا دارد جهان
۲
ور نشد باد خزان را رهگذر بر تیغ اوپس چرا شد بوستان دیناری از باد بزان
۳
راست گویی منهزم گشت از خزان باد بهارچون سپاه اندر هزیمت ریخت زر بیکران
۴
ابر گریان شد طلایه نوبهار اندر هواگشت ناپیدا چو آمد نوبت باد خزان
صفحهٔ ۱ از ۸