شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۷۶ - مرثیت یکی از دوستان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر عمر خویش گریم یا بر وفات توواکنون صفات خویش کنم یا صفات تو
۲
رفتی و هست بر جا از تو ثنای خوبمردی و زنده مانده ز تو مکرمات تو
۳
دیدی فضای مرگ و برون رفتی از جهاننادیده چهره تو بنین و بنات تو
۴
خلقی یتیم گشت و جهانی اسیر شدزین در میان حسرت و قربت ممات تو
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth