شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۸۷ - از زندان بالاهور که مولد اوست سخن گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای لاهوور ویحک بی من چگونه ایبی آفتاب روشن روشن چگونه ای
۲
ای آن که باغ طبع من آراسته تو رابی لاله و بنفشه و سوسن چگونه ای
۳
تو مرغزار بودی و من شیر مرغزاربا من چگونه بودی و بی من چگونه ای
۴
ناگاه عزیز فرزند از تو جدا شده ستبا درد او به نوحه و شیون چگونه ای
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth