شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۹۰ - مدیح دیگر از آن پادشاه و شمه ای از روزگار سیاه خویش

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای فلک نیک دانمت آریکس ندیدست چون تو غداری
۲
جامه ای بافیم همی هر روزاز بلا پود و از عنا تاری
۳
گر دری یابیم زنی بندیور گلی بینیم نهی خاری
۴
نه به تلخی چو عیش من زهرینه به ظلمت چو روز من قاری
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth