خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۹۰ - مدیح دیگر از آن پادشاه و شمه ای از روزگار سیاه خویش
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فلک نیک دانمت آریکس ندیدست چون تو غداری
۲
جامه ای بافیم همی هر روزاز بلا پود و از عنا تاری
۳
گر دری یابیم زنی بندیور گلی بینیم نهی خاری
۴
نه به تلخی چو عیش من زهرینه به ظلمت چو روز من قاری
صفحهٔ ۱ از ۱۲