شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۹۷ - مدیح سلطان مسعود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نخواست ایزد گر خواستی چنان شدمیکه من ز رتبت بر گنبد کیان شدمی
۲
وگر سعادت کردی مرا به حق یاریندیم مجلس سلطان کامران شدمی
۳
همه زبان شدمی در ثنا و بزم همهثنا گرفتی چون من همه زبان شدمی
۴
کس ار به پارسی و تازی امتحان کردیمرا مبارز میدان امتحان شدمی
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth