خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۳۱۳ - شکوه از پیری
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیریا پیریا چه بد یاریکه نیابد کسی ز تو یاری
۲
هیچ دل نیست کش تو خون نکنیهیچ جان نیست کش تو نازاری
۳
هیچ گونه علاج نپذیریکه چو تو نیست هیچ بیماری
۴
تخم رنجی و بیخ اندوهیشاخ دردی و بار تیماری
صفحهٔ ۱ از ۶